الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
325
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
دو پستان ديگرش را نمىدوشند . ناقة شَطُور : شترى كه هر بار دو پستان او را مىدوشند يا دو پستانش خشك مىشود . شاة شَطُور : گوسفندى كه يك پستانش از ديگرى بزرگتر است . شَطَرَ : يك ناحيه و قسمتى از آن را فرا گرفت . شَاطِر - هم به - بعيد - يعنى دور شونده تعبير مىشود ، جمع آن - شطر - است مثل : أشاقك بين الخليط الشّطر يعنى : ( دور افتادهها ترا مشتاق وصال دوست نمودند ) . الشَّاطِر - همچنين ، كسى است كه از روى خيانت از حقّ دور مىشود جمعش - شَطَّار - است . شطن : در - الشَّيْطَان ، حرف ( ن ) اصلى است و از - شَطَنَ - يعنى دور شدن است . ( الشَّيْطَان : دور شده از رحمت حقّ ) و از اين معنى است عبارت : بئرٌ شَطُون : چاه ژرفناك و بسيار عميق . شَطَنَتِ الدّارُ : خانه دور شد . غُرْبَةٌ شَطُون : غربتى بس دور . و نيز گفتهاند حرف ( ن ) در شيطان زيادى است و ريشه آن - شاط يشيط -
--> به كارهاى گران مرد كارديده فرست * كه شير شرزه برآرد به زير خم كمند أشطر النّاقة : تشبيهى است از دوشيدن شتران پر شير و كم شير ، و كنايه از اين است كه همه چيز را از مادر دهر چشيده و دوشيده است . و هذا مثل فى الرّجل الّذى مارس الامور و ذاق احوال الدّهر . سپس ميدانى مىنويسد : يضرب فيمن جرّب الدّهر . ( در مورد كسى است كه روزگار را آزموده است ) . ( اساس البلاغه و مقامات زمخشرى 165 - مجمع الامثال / ميدانى 1 / 195 ) .